از پیش
دیده رفتی و نقش از نظر نرفتجان را
خیال روی تو از دل به در نرفتاین آتش
فراق ، که بر می رود به سراز دیگ
سینه در عجبم کو به سر نرفت!آخر که
دید روی تو، ای مشتری لقاکش در غم
تو ناله به عیوق در نرفتدوشم چه
دود دل که ازین سینه برنخاست؟و امشب
چه اشک خون که ازی
برچسب:
نویسنده: نوید حسینی
تاريخ: چهارشنبه
9 خرداد
1397 ساعت: 12:05